اولین کلیسای شیطانی را آنتوان زندورلاوی تاسیس کرد. در افکار و عقاید او انسانمحور و مرکز عالم هستی است و این انسان است که خدا را میسازد. او به ولایت کسی یا چیزی با نام شیطان اعتقاد نداشته و انسان را حاکم بر خدا و شیطان میداند.
اصول شیطانپرستی آنتوان لاوی
1 - در شیطانپرستی خدایی وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست.
2 - عدم پرستش شیطان (ابلیس)، زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد.
3 - ضد مذهب بودن، خصوصا مذهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.
4 - اعتقاد به لذت بردن در حد اعلای آن زیرا تمام لذات در خوشی دنیایی است و این خوشیها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده میکنند.
او قواعد 11گانه و نیز گناههای 9گانهای را برای شیطانپرستان تنظیم کرده است ولی آنچه مردم بعدها از شیطانپرستان در جهان میبینند به هیچوجه با این قوانین و گناهها سازگار نبوده بلکه بر ضد آنها است.
مثلا در مورد قتل، تجاوز، قربانیکردن، حیوانآزاری، کودکآزاری و...، آنتوان لاوی آن را قبول نداشته و در فرامین خود آنها را رد کرده است. ولی در حال حاضر مراسم شیطانپرستی چیزی به جز انجام این اعمال نیست.
همه اینها نشان از تناقضگوییهای آنتوان لاوی و پیروانش دارد. (در شیطانپرستی افکار و عقاید و نظرات در حال تغییر و از نسبیت برخوردار هستند.) البته همه آنها این خصوصیت خود را قبول داشته و به آن معتقد هستند. آنها معتقدند که چون ما خودمان خدا هستیم پس هر کاری بخواهیم انجام میدهیم و این مسخره است که یک شیطانپرست به قانون یا مقرراتی پایبند باشد.
ولی جای تعجب دارد که اگر آنها خود را خدا و آزاد از هر چیز میدانند پس چرا قوانین و مقررات و گناهانی برای پیروان خود ایجاد ایجاد کردهاند. تیم برتون جمله جالبی درباره شیطانپرستان دارد: شیطانپرستی آنارشی احمقهاست.
این اختلافات و تناقضات زمینهساز بروز مشکلات زیادی در بین رهبران و پیروان شیطانگرایی شده است به شکلی که در سال 1975 شخصی به نام مایکل آکینو از کلیسای شیطان جدا شد و معبدی را با نام معبد ست بنیان نهاد. او برخلاف آنتوان لاوی به خدایی با نام شیطان اعتقاد داشت.
جادوگری
جادوگری قرنهاست که در غرب (اروپا و آمریکا) طرفداران زیادی داشته است. جادوگران غربی که تنها عده کمی از آنها اصلا گرایشات شیطانی ندارند، در تلاش هستند تا با ارتباط با ارواح مردگان، اجنه یا شیاطین، به قدرتهای ماورایی شیطانی دسترسی یابند. در قرون وسطی عده بسیار زیادی از جادوگران توسط کلیسا سوزانده شدند چرا که کلیسا معتقد بود آنها در پی ارتباط با شیاطین قادر به دخالت در امور مادی و دنیوی هستند و نیروهای غیرمادی خود را از منابع پلید به دست میآورند. در عصر حاضر جادوی سیاه یا همان بلکمجیک یکی از ارکان و مراسم اصلی شیطانپرستان است و در کشورهایی چون انگلستان و آمریکا علاقهمندان بسیاری دارد. جادی سیاه به غیر از کلیسای شیطان توسط اساتید خبره در دورههای آموزشی و کلاسهایی به علاقهمندان آموزش داده میشود.
در حال حاضر علت اصلی ورود عدهای از جوانان به گروههای شیطانپرست یادگیری بلک مجیک (جادوی سیاه) است. جادوی سیاه از مراسم آیینی آفریقاییان به آمریکا آمده و در حال حاضر بیش از همه جا در کلیساهای شیطانی تعلیم و تحصیل میشود. بیشتر وردها و ابزار و مراسمات این نوع جادو دارای علائم و نشانههای شیطانی هستند.
در دهههای بعد از جنگ جهانی اول فضای اجتماعی اروپا و آمریکا به انواع تبلیغات و ابزار و حتی بازیهای جادوگری مانند ویجیبرد آلوده است.
ویجیبرد که یک وسیله پیشگویی است در مراسم احضار ارواح استفاده میشد تا سال 1967 فروش ویجیبرد از مناپلی که پرفروشترین اسباببازی بود بیشتر شد. این خود نشان از استقبال مردم غرب به جادوگری است که در سالهای اخیر مصداق آن را در کتاب و فیلمهای مرتبط با جادوگری مانند هریپاتر دیدهایم.
خوشبختانه جادوگری غربی که ما آن را بلک مجیک و انواع وسایل دیگر مانند ویجی برد و... میشناسیم هنوز وارد ایران نشده و شاید تنها جوانان ما نام آن را از کتابها یا فیلمهای هری پاتر شنیده باشند.
نظرات شما عزیزان:
|